آمیتیس بانوآمیتیس بانو، تا این لحظه: 14 سال و 5 ماه و 1 روز سن داره

آمیتیس گل سرخ مامان و بابا

296. اولین عروسی!

1392/12/5 19:30
نویسنده : مامان آرام
338 بازدید
اشتراک گذاری

دیشب عروسی عمو امیر بود و تو برای اولین بار رفتی عروسی :* قربونت برم من عین عروسک شده بودی :* قرار نبود بریم ولی دیگه رفتیم ... آخه تو دوستها فقط ما دعوت بودیم و من خیلی تنها بودم ولی بهرحال رفتیم ... عکسهات تو گوشی باباس که حسش نیست بذارم :)) اونجا هم تا ما رسیدیم عروس داماد هم رسیدن و شروع کردن پول و سکه ریختن ... ما که رفتیم پایین فقط گل و سکه های مبارک باد مونده بود که تو با جدیت قصد داشتی همه ی سکه ها رو برام جمع کنی :) 

این عکسها هم برای خاله بهار که بدونه پازل ه چی بود :) این مدل راحتش بود 

اینم سختش :)

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (4)

بهار مامان رومینا
6 اسفند 92 21:09
مرسی آرام جون بازی با حالی ریختی من تا حالا اینجوریش رو ندیده بودم. عکس این عروسک خانم ما رو هم زودتر بزارین لطفا.مامان تنبل.
مامان سهند و پرند
12 اسفند 92 1:10
اسم بازیش چیه ارام جون؟
مامان آرام
پاسخ
ocean2 البته 2 اش رومی ه
ainaz
14 اسفند 92 13:11
قضیه این مبارک باد چیه ک ماهم بچه بودیم دوست داشتیم همشو جمع کنیم
مامان آرام
پاسخ
چه بدونم والااااا
مامان سهند و پرند
14 اسفند 92 22:55
ممنون عزیزم.اگه از این سبک بازی ها سراغ داری بمعرفی کن
مامان آرام
پاسخ
چشمممم